فخر الدين الاسفرايني النيشابوري

مقدمه 46

شرح كتاب النجاة لابن سينا ( قسم الالهيات )

كند ونزد وى رود وخود را بدو بپيوندد ودر سراى أبو غالب عطار پنهان بود ومن از وى درخواستم كه كتاب الشفاء را به پايان رساند وأبو غالب را خواست وازو كاغذ ودوات طلب كرد ووى آورد وشيخ نزديك بيست جزء بر كاغذ هشت يك به خط خود رؤوس مسائل را نوشت ، ودو روز درين كار بود تا آنكه همه رؤوس مسائل را نوشت وكتابي نزد أو نبود واصلى نبود كه بدان رجوع كند ، بلكه از بر واز آنچه در دل داشت نوشت . سپس شيخ اين جزءها را به دست گرفت وكاغذ برداشت وبر هر مسأله مىنگريست وشرح آن را مىنوشت وهر روز پنجاه ورقه مىنوشت تا اين كه همه طبيعيات وإلهيات را پرداخت بجز دو كتاب حيوان ونبات ، واز منطق آغاز كرد ويك جزء از آن نوشت . سپس تاج الملك وى را به نامه‌نويسى با علاء الدولة بدنام كرد ، ووى پنهان شد ودر پى أو بر آمد وبرخى از دشمنانش وى را برو راهنمايى كردند وأو را گرفتند وبه دژى فرستادند كه آن را فردجان مىگويند ودر آنجا قصيده‌اى سرود كه اين از آن است ( وافر ) : دخول باليقين كما تراه * وكل الشك في امر الخروج وچهار ماه در آنجا ماند . سپس علاء الدولة آهنگ همدان كرد وآنجا را گرفت وتاج الملك شكست خورد واز كنار آن دژ گذشت ورفت . سپس علاء الدولة از همدان بازگشت وتاج الملك وپسر شمس الدولة دوباره به همدان آمدند وشيخ را با خود به همدان بردند ودر سراى علوي فرود آمد و